سيد محمد قلي كنتوري لكهنوي

572

تشييد المطاعن لكشف الضغائن ( فارسي )

هفوات واهية است كه محصلي ندارد وتحكّم بحت است ، چنانچه شاگرد أو مولوى سناءالله پانى پتى در “ شرح “ اين رساله هم اقرار به نامعقول بودن اين كلامش مىكند ومىگويد : اين تمام عبارت در عقل ناقص العقل معقول نمىشود ; چه تفرقه ميان صحابه - كه ذكر كرده - از اصلى معتمد ظاهر نمىشود ، آنچه در غير أصحاب موجب جرح وطعن باشد چرا در أصحاب موجب جرح وطعن نباشد ؟ ! حدود وتعزيرات چنانچه در غير صحابه جارى است در صحابه نيز جارى گشته ، پس تلقى امّت بر قول وحديث جمعى از صحابه مبنى بر آن نيست كه موجب طعن در آنها يافته شد ليكن بنابر مصلحتى طعن از آنها موقوف مانده ، بلكه در حقيقت موجب طعن در آنها مفقود است ; ولهذا آن حضرت ( عليه السلام ) فرموده : ( خير القرون قرني ) ، وحق تعالى فرموده : ( كُنْتُمْ خَيْرَ أُمَّة أُخْرِجَتْ لِلْنَّاسِ ) ( 1 ) ، وأهل اجماع گفته [ اند ] : ( الصحابة كلّهم عدول ) . واگر بالفرض موجب ردّ حديث ‹ 442 › در آنها يافته شود وحديث آنها بنابر مصلحتى رد نكرده شود ، در آن صورت كدام اعتماد بر آنها باقي ماند ! خبري كه در واقع منقطع است وقابل اعتماد نيست ، آن را منقطع نگفتن ومعتمد عليه دانستن ، موجب كمال خلل است در دين ! كما لا يخفى . پس كفّ اللسان از مساوى آنها مبنى است بر منزّه بودن آنها از مساوى ; و

--> 1 . آل عمران ( 3 ) : 110 .